86 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
تو ادامه مطلب نوشته قبلیم عکسم آپلود نشد .. ریدم توش * باید اینجا بنویسمش .. الان که گوشه ی اتاق نیمه تاریک بالشت غم بغل گرفتم و دکلمه ی ابتهاج گوش میدم و کلی ناراحتم و ممکنه تصمیم بگیرم دیگه هیچوقت نخندم و عجیبه که حتی نمیدونم چرا باید اینطوری باشم وقتی به خودم و داشته هام نگاه میکنم میتونم بگم من ...
87 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
باز هم ریدم تو جمله ی بی خبری خوش خبریه از ساعت یک و پنجاه و یک دیقه ی دیشب آنلاین نشده و من نمیتونم تصور کنم که چرا .. وقتی یِ روز خیلی کم پیدا بود و من دلخوریمو نشون دادم نباید دوبارع اینکارو کنه و صد برابر بدترش ک الان نزدیک بیست و چهارساعته اصلا آنلاین نیست و کلی اعصابم خورده و حتی سرم درد گرفته...
88 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
همیشه ازینکه صبح بیام تو بازار متنفر بودم و هستم و بیشتر از قسمت تو ماشین بودنش بدم میومد و میاد .. دیشب بابا یه حرفایی میزد ک باعث میشه باز یه امید ترسناک بیفته ته دلم .. حرفایی مث اینکه تا عید سال بعد میتونیم ماشین بخریم و تا سه سال دیگه میشه خونمون رو عوض کنیم . همه ی این حرفا با اینکه امید دهنده...
89 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
دردناکترین مسئله ی این قصه اینه که هر سه تاشون هم مقصرن هم حق دارن .. پدری ک همش تا غروب خوابه و بعدش میره پیش دوستای معتادش و اخرشب با شیر واسه مهیا برمیگرده و سر ماه همش حقوقش بسته است و کلی زیر بار قرضه مقصره و پدری که به غرورش برخورده و دخترش توروش داد میزنه و زنش میگه همه ی زندگی رو من میچرخونم...
90 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
یِ عکس با س دارم هروقت نگاش میکنم همون س اوایل ترم یک ُ میبینم دختری خوشگل و خیلی با شخصیت و لاکچری ک حق داره بهم محل نده و کلی حسودیم میشه و از معدود افرادی ک از اهنگام خوشش میاد .. همون س .. هروقت اهنگ بهانه ی تو نحمد اصفهانی رو گوش میدم خودم رو همون ز اوایل ترم یک میبینم .. همون دختری ک تو اتوبوس...
91 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
از وقتی شروع کردم بِ نوشتن تو چت یورسلف تلگرام و اون دفتر قدیمی و این دفترچه خیلی سبز و اینجا و اونجا و .. هر تیکه َم مونده یِ جا .. پخش شدم اینور اونور .. جمع نمیشه .. جمع نمیشم .. ! خاستم بگم درد ُ دلاتونم بزارید فقط واسِ یِ نفر .. وگرنه دلتون چن تیکه میشه واسه همون چند نفر ولی پر از همه یِ درداش ...
92 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
وقتی ژینو رو کرد بهم گفت فک کنم فقط با خرخونی اینجایی .. فک کردم راست میگه بغض کردم .. فقط خرخونی کردم .. چون خیلی خنگم .. یِ ذره َم هوش و عقل ندارم .. خیلی خوش خیال و احمقم .. وقتی فلج بلز گرفتم باید میفهمیدم ولی بازم پافشاری کردم و بیشتر درس خوندم در حالیکه شاید اون یِ نشونه بود کِ کنار زهرا برم د...
93 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
کنار قیافه یِ زشت و جای جوش هایش و بی ریختی اش خنگی و  بیفکر حرف زدن و احمق بودن را هم اضافه کن .. حالا بهش حق بده تا صبح تا جان دارد گریه کند :)
94 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
Don't leave me locked in your heart ! خدایا فقط و فقط یِ راه حل میخام برای ِ قانع بودن بِ چیزی کِ دارم و راضی بودن از چیزی کِ هستم و فکر نکردن ب ِ چیزی ک عذابم میده .. نمیخام شبانه روز فکرم ع باشه .. خب ؟ خدایا کمکم کن :) فقط تو میتونی کمکم کنی ! Send me free !!! شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ |
95 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:17
پسفردا صبح دارم راه میفتم برم خونه :) خدارُشکر هم مسیر خوبه هم مقصد .. خدایا فقط منُ از گناه حفظ کن :) تنها ارزوی ِ قلبیمه .. چون من اختیار ندارم .. یادت رفته ب ِ من صفت مختار بودن بدی . فک کنم بجا اینم حسودی ریختی تو وجودم ! شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ |
82 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:51
یادم رَف بگم .. بعضیام دیگه نیستن و دنیام ترسناک تر شده ☺
84 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:51
الان کِ دارم می نویسم ی ِ بو گندوی ِ حموم نرفته ای کِ باباش همش حرف از مُردن می زنه و خواهرش آواره َست و میخواد طلاق بگیره ُ همیشه لنگ پولی بیش نیستم .. ی ِ بوگندو کِ نمیدونه عاشق ِ دو نفر ِ یا فقط وابسته ِ یکی شده و عاشق ِ اون یکی :)) یِ بوگندو کِ دوباره داره جوشای ِ صورتش درمیاد ُ چن وقت ِ محتاج ِ...
72 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
شبیهِ ادم هایی ک کمبود محبت دارند هِی حالش گرفته باشد ک او نازش را بکشد و قانعَ ش کند کِ زندگی هنوز ارزش ادامه دارد .. کِ هنوز رفیقش است .. ک هنوز هم می شود تهران رفت .. ک خیلی خوب و خوشگل است . ک باز مث ادم های دچار کمبود محبت و احمق همه یِ این ها را باور کند
73 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
اشتباهی ب جای گروه خودمون سه تا تو گروه اکیپمون نوشتم تو حسابم فقط بیست تومن هست ! بد تر ازین مگه میشه ؟ دارم خفه میشم .. ریه ندارم .. من امشب می میرم ! واقعا می می میرم .. نَ .. راستش خیلی وقته مُردم .. امشب تموم شدم :" فردا هم امتحان اسکلتی داریم . خدایا قرارمون این نبود :" من خیلی تنهام خیلی خیلی...
75 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
کاش همه یِ حسایِ خوبم با حرفایِ دایی نابود نمی شد ! .. یکی از بهترین روزایِ زندگیم بود .. خیلی خوب بود :)) کاش دایی اون حرفارو نمیزد :"
77 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
وَ خداحافظی َش آنچنان چلچله سان اَست .. کِ من میخواهَم دائما بآز بگوید کِ خداحافظ اما نرود .. ! / رضا بَراهنی ..
78 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
+ دوست داری چقد پول داشته باشی .. ؟! + اونقدی کِ بدون نگاه کردن بِ قیمت ِ پشت جلد کتاب بخرم :))
79 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
بِ نظر ِ من اصلا آدم ِ زشت وجود نداره .. همین خودِ من .. وجود ندارم :))
80 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
اَز آنکه با دلِ ما کرده ای پشیمان باش ! ..
... - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 4:45
کاش اینجا رُ از دست نمیدادم .. یِ مدت دیگه برمیگردم .. فعلا خودم :))