وقتی ژینو رو کرد بهم گفت فک کنم فقط با خرخونی اینجایی .. فک کردم راست میگه بغض کردم .. فقط خرخونی کردم .. چون خیلی خنگم .. یِ ذره َم هوش و عقل ندارم .. خیلی خوش خیال و احمقم .. وقتی فلج بلز گرفتم باید میفهمیدم ولی بازم پافشاری کردم و بیشتر درس خوندم در حالیکه شاید اون یِ نشونه بود کِ کنار زهرا برم دانشگاه .. خاک تو سرم .. بزرگترین اشتباه زندگیم بود :))) حتی الانم انقدر احمقم ک دلم راضی نمیشه با ع نرم تهران و با دایی برم .. خاک تو سرم :((( ب احمق بودنم ادامه میدم .. چون دیگه راه برگشتی نیست :)

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ |
برچسب:
نویسنده: ساحل باقری
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 2:17