دردناکترین مسئله ی این قصه اینه که هر سه تاشون هم مقصرن هم حق دارن .. پدری ک همش تا غروب خوابه و بعدش میره پیش دوستای معتادش و اخرشب با شیر واسه مهیا برمیگرده و سر ماه همش حقوقش بسته است و کلی زیر بار قرضه مقصره و پدری که به غرورش برخورده و دخترش توروش داد میزنه و زنش میگه همه ی زندگی رو من میچرخونم و همش از پولیه که من درمیارم هم حق داره .. مادری که به روی شوهرش میاره ک اون داره خرج میکنه و نمیفهمه مردا غرور دارن هم مقصره و مادری که بین شوهرش و دخترش گیر کرده و این وسط با اینکه داره هی خورد میشه از دو طرف بازم هوای هممون رو داره یه تنه ، حق داره .. دختری که توروی پدرش داد میزنه و فقط به خودش فک میکنه نه یادشه ۴ خواهر داره نه یادشه چقد مامان بخاطرش اذیت شده و فقط خودشو میبینه هم مقصره .. و دختری ک نمیخواد با کسی زندگی کنه ک ازش متنفره هم حق داره .. دنیا اینقدر بی رحمه که هر سه تاشون هم مقصرن هم حق دارن :))))
برچسبها: برود در لیست ِخیلی درد داشت

جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ |
برچسب:
نویسنده: ساحل باقری
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 2:17