خرید بک لینک

درباره سایت

...

آخرین مطالب

امکانات وب

تو ادامه مطلب نوشته قبلیم عکسم آپلود نشد .. ریدم توش * باید اینجا بنویسمش .. الان که گوشه ی اتاق نیمه تاریک بالشت غم بغل گرفتم و دکلمه ی ابتهاج گوش میدم و کلی ناراحتم و ممکنه تصمیم بگیرم دیگه هیچوقت نخندم و عجیبه که حتی نمیدونم چرا باید اینطوری باشم وقتی به خودم و داشته هام نگاه میکنم میتونم بگم من آدمی که حتی نمیدونم چطوری بعضیا از من خوششون میاد و بعدش میترسم میگم نکنه بخاطر اینه که منه واقعیمو نمیشناسن نکنه خودم نبودم براشون و کلی میترسم نکنه چیزایی ک باعث میشن دوس داشتنی باشم رو از دست بدم و تا ابد میترسم .. من که بابام ی آدم معتاده که تا تونسته ریده به زندگیمون و میترسم ک اگه بفهمن همچین حسی نسبت به بابام دارم ازم بدشون بیاد چون همه عاشق باباهاشونن ( پ.ن : مثل پست مح ه دوست سح یا پروفایل ِ آیدا .. شت ! ) منکه انقد پیش خدا شرمنده ام که نماز نخوندم و میترسم دیگه هم نتونم بخونم و خیلی میترسم ازینکه نماز خوندنمم یکی از چیزاای دوست داشتنیم بوده و از دست دادمش .. انقد از خونه خسته شدم از خوابیدنای تا غروب بابا از نق نقای مهیا از گریه های محبوب از حاضر جواب بودنای مهدیه از خستگیای مامان از رابطه ی زهرا از همیشه خواب و علاف بودن خودم از بحث کردنام با ع از همه چی خسته ام . ازینکه دیگه اک و مح و راض و ژ و سح رو ندارم خسته ام ازینکه یه ادم منفور ِ خسته ام ازینکه حس میکنم ع هم دیگه به اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

باز هم ریدم تو جمله ی بی خبری خوش خبریه از ساعت یک و پنجاه و یک دیقه ی دیشب آنلاین نشده و من نمیتونم تصور کنم که چرا .. وقتی یِ روز خیلی کم پیدا بود و من دلخوریمو نشون دادم نباید دوبارع اینکارو کنه و صد برابر بدترش ک الان نزدیک بیست و چهارساعته اصلا آنلاین نیست و کلی اعصابم خورده و حتی سرم درد گرفته میدونم وقتی بیاد چیکارش کنم اگه دلیل قانع کننده نیاره هزار بارم معذرت خواهی کنه نمیبخشمش و از همه بدتر چرا اینطوری آفلاین میشه ک آخرین ویساش باشه و خوبم مرسیه .. نمیتونه بفهمه من تحمل ندارم .. اگه من بیست و چهار ساعت آف باشم وقتی برگردم قطعا من ُ ب کشتن میده چون قابلیتش رو داره ولی توسط ِ من کشته نمیشه حتی اگه بیست و چهار روز آف باشم :| آخه این چ وضعشه اگه امشبم نتونم بخوابم تا ساعت ۴ و اونم آنلاین نشه حتما می میرم آره می میرم !برچسبها: یک عدد من لبریز از حماقت, او کنارِ همین نوشته است یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

همیشه ازینکه صبح بیام تو بازار متنفر بودم و هستم و بیشتر از قسمت تو ماشین بودنش بدم میومد و میاد .. دیشب بابا یه حرفایی میزد ک باعث میشه باز یه امید ترسناک بیفته ته دلم .. حرفایی مث اینکه تا عید سال بعد میتونیم ماشین بخریم و تا سه سال دیگه میشه خونمون رو عوض کنیم . همه ی این حرفا با اینکه امید دهنده اند در عین حال ترسناک و کشنده اند .. خب راستش هم از انتظارش میترسم هم ازینکه سه سال بیاد و بره و نشه هیچکدومش .. خب مگه چن بار دیگه من دوباره نوزدل سالمه چند بار دیگه من دوبارع بیست سالمه .. یه بار ک بیشتر زندگی نمیکنیم .. این رسمش نیست ک واسه یه خونه و ماشین بهتر شیش سال صبر کنم اینطوری حتی احتمالش هست ک فک کنم واسه پولش دکتر شدم :)) که خب دروغم نیست ولی همش نیست ! امیدوارم این امید ترسناک عمرش فقط سه سال باشه .. آمین :)برچسبها: زخم ـها سر باز کرده اند, ترس را چاشنی کنیم سه شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

دردناکترین مسئله ی این قصه اینه که هر سه تاشون هم مقصرن هم حق دارن .. پدری ک همش تا غروب خوابه و بعدش میره پیش دوستای معتادش و اخرشب با شیر واسه مهیا برمیگرده و سر ماه همش حقوقش بسته است و کلی زیر بار قرضه مقصره و پدری که به غرورش برخورده و دخترش توروش داد میزنه و زنش میگه همه ی زندگی رو من میچرخونم و همش از پولیه که من درمیارم هم حق داره .. مادری که به روی شوهرش میاره ک اون داره خرج میکنه و نمیفهمه مردا غرور دارن هم مقصره و مادری که بین شوهرش و دخترش گیر کرده و این وسط با اینکه داره هی خورد میشه از دو طرف بازم هوای هممون رو داره یه تنه ، حق داره .. دختری که توروی پدرش داد میزنه و فقط به خودش فک میکنه نه یادشه ۴ خواهر داره نه یادشه چقد مامان بخاطرش اذیت شده و فقط خودشو میبینه هم مقصره .. و دختری ک نمیخواد با کسی زندگی کنه ک ازش متنفره هم حق داره .. دنیا اینقدر بی رحمه که هر سه تاشون هم مقصرن هم حق دارن :))))برچسبها: برود در لیست ِخیلی درد داشت جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

یِ عکس با س دارم هروقت نگاش میکنم همون س اوایل ترم یک ُ میبینم دختری خوشگل و خیلی با شخصیت و لاکچری ک حق داره بهم محل نده و کلی حسودیم میشه و از معدود افرادی ک از اهنگام خوشش میاد .. همون س .. هروقت اهنگ بهانه ی تو نحمد اصفهانی رو گوش میدم خودم رو همون ز اوایل ترم یک میبینم .. همون دختری ک تو اتوبوس نشسته و نمیدونه چی تو همد.. متنظرشه .. کیارو میبینه به کیا وابسته میشه از کیا متنفر میشه کیارو از خودش متنفر میکنه .. کیارو جذب خودش میکنه .. همون دختری که از هیچی خبر نداره .. نمیدونه چقد وابستع شدن سخته .. الان دارم اون اهنگ رو گوش میدم و فک میکنم همون دخترم .. در حالیکه نیستم !برچسبها: زخم ـها سر باز کرده اند شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

از وقتی شروع کردم بِ نوشتن تو چت یورسلف تلگرام و اون دفتر قدیمی و این دفترچه خیلی سبز و اینجا و اونجا و .. هر تیکه َم مونده یِ جا .. پخش شدم اینور اونور .. جمع نمیشه .. جمع نمیشم .. ! خاستم بگم درد ُ دلاتونم بزارید فقط واسِ یِ نفر .. وگرنه دلتون چن تیکه میشه واسه همون چند نفر ولی پر از همه یِ درداش .. دیگه دلتون یکی نمیشه .. یکی نمیشید .. :)
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

وقتی ژینو رو کرد بهم گفت فک کنم فقط با خرخونی اینجایی .. فک کردم راست میگه بغض کردم .. فقط خرخونی کردم .. چون خیلی خنگم .. یِ ذره َم هوش و عقل ندارم .. خیلی خوش خیال و احمقم .. وقتی فلج بلز گرفتم باید میفهمیدم ولی بازم پافشاری کردم و بیشتر درس خوندم در حالیکه شاید اون یِ نشونه بود کِ کنار زهرا برم دانشگاه .. خاک تو سرم .. بزرگترین اشتباه زندگیم بود :))) حتی الانم انقدر احمقم ک دلم راضی نمیشه با ع نرم تهران و با دایی برم .. خاک تو سرم :((( ب احمق بودنم ادامه میدم .. چون دیگه راه برگشتی نیست :) پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

کنار قیافه یِ زشت و جای جوش هایش و بی ریختی اش خنگی و  بیفکر حرف زدن و احمق بودن را هم اضافه کن .. حالا بهش حق بده تا صبح تا جان دارد گریه کند :)ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

Don't leave me locked in your heart ! خدایا فقط و فقط یِ راه حل میخام برای ِ قانع بودن بِ چیزی کِ دارم و راضی بودن از چیزی کِ هستم و فکر نکردن ب ِ چیزی ک عذابم میده .. نمیخام شبانه روز فکرم ع باشه .. خب ؟ خدایا کمکم کن :) فقط تو میتونی کمکم کنی ! Send me free !!!
شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

پسفردا صبح دارم راه میفتم برم خونه :) خدارُشکر هم مسیر خوبه هم مقصد .. خدایا فقط منُ از گناه حفظ کن :) تنها ارزوی ِ قلبیمه .. چون من اختیار ندارم .. یادت رفته ب ِ من صفت مختار بودن بدی . فک کنم بجا اینم حسودی ریختی تو وجودم !
شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:17

یادم رَف بگم .. بعضیام دیگه نیستن و دنیام ترسناک تر شده ☺

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:51

الان کِ دارم می نویسم ی ِ بو گندوی ِ حموم نرفته ای کِ باباش همش حرف از مُردن می زنه و خواهرش آواره َست و میخواد طلاق بگیره ُ همیشه لنگ پولی بیش نیستم .. ی ِ بوگندو کِ نمیدونه عاشق ِ دو نفر ِ یا فقط وابسته ِ یکی شده و عاشق ِ اون یکی :)) یِ بوگندو کِ دوباره داره جوشای ِ صورتش درمیاد ُ چن وقت ِ محتاج ِ تعریفا و همدردی ِ یِ نفر ِ واس ِ همین همش باش قهر می کنه ولی خدا میدونه شاید اون یِ نفر حوصلهَش َنداره .. هرچند کِ انکارِش میکنه :]

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:51

شبیهِ ادم هایی ک کمبود محبت دارند هِی حالش گرفته باشد ک او نازش را بکشد و قانعَ ش کند کِ زندگی هنوز ارزش ادامه دارد .. کِ هنوز رفیقش است .. ک هنوز هم می شود تهران رفت .. ک خیلی خوب و خوشگل است . ک باز مث ادم های دچار کمبود محبت و احمق همه یِ این ها را باور کندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 4:45

اشتباهی ب جای گروه خودمون سه تا تو گروه اکیپمون نوشتم تو حسابم فقط بیست تومن هست ! بد تر ازین مگه میشه ؟ دارم خفه میشم .. ریه ندارم .. من امشب می میرم ! واقعا می می میرم .. نَ .. راستش خیلی وقته مُردم .. امشب تموم شدم :" فردا هم امتحان اسکلتی داریم . خدایا قرارمون این نبود :" من خیلی تنهام خیلی خیلی خدا .. تو بیشتر با من باش :"

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 4:45

کاش همه یِ حسایِ خوبم با حرفایِ دایی نابود نمی شد ! .. یکی از بهترین روزایِ زندگیم بود .. خیلی خوب بود :)) کاش دایی اون حرفارو نمیزد :"

برچسب: نویسنده: ساحل باقری تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 4:45

صفحه بندی